سرویس سیاسی «فردا»؛ «همکاریهای نفتی ایران و ونزوئلا کاملا متوقف شده است.» این خبری است که خبرگزاری ها و محافل خبری چندی پیش منعکس کردند. ماجرا از این قرار است که یک ماه بعد از تعطیل شدن دفتر شرکت ملی نفت ایران در بولیوی، دفتر این شرکت در ونزوئلا نیز کار خود را به طور کامل متوقف کرد. گفته میشود در این زمینه پای یک شرکت انگلیسی در میان است.
محمدجواد شمس مدیر عامل شرکت پتروپارس، وابسته به شرکت ملی نفت ایران، در گفتگو با یکی از خبرگزاری ها گفته است که مذاکرات طولانی با شرکت ملی نفت ونزوئلا، در نهایت منجر به آغاز همکاریهای مشترک بین دو طرف به منظور توسعه میادین نفتی این کشور نشد. این درحالی است که ایران و ونزوئلا در گذشته چندین قرارداد عظیم نفت و گاز امضا کردند.اکنون معاون بین الملل وزیر نفت می گوید اخیرا علامتهایی از طرف انگلیس داده شده که نشان میدهد این کشور تمایل به حضور در پروژههای نفتی ایران دارد. این اظهار نظر در حاشیه نمایشگاه بین المللی نفت صورت پذیرفته که بعد از چند دوره دوباره شاهد حضور شرکت های نفتی اروپایی در ایران بود. علی ماجدی، معاون وزیر نفت در این باره گفته است که «هنوز هیچ مذاکره رسمی برای همکاریهای مشترک انجام نشده است. همه این تمایلها از طریق خبرها و صحبتهایی است که برخی مقامات انگلیسی بیان کردهاند. به نظر میرسد انگلیسیها علاقه دارند در ایران مشارکت و همکاری داشته باشند.» اما مساله لغو همکاری ایران و ونزوئلا در جای خود ابهامات و مسائلی را به همراه دارد و این سئوال مطرح میشود که چگونه ایران و ونزوئلا که تا
پیش از این در دولت دهم به عنوان متحد اصلی یکدیگر قلمداد میشدند، همکاری خود را در زمینه نفتی لغو می کنند؟! این موضوع به هر جهت حائز پیام هایی جدید است که از طریق دولت یازدهم ارسال میشود. پیش از این در دولت دهم اهتمام ویژهای برای حضور ایران در آمریکای لاتین صورت می گرفت. درواقع دولت دهم مدعی بود که با ارتباط با کشورهای آمریکای لاتین وارد حیات خلوت آمریکا شده است و این موضوع را در راستای پیگیری « دیپلماسی تهاجم» تفسیر می کرد. اما اینک با توقف همکاریها به نظر میرسد این پیام به طرف غربی داده میشود که ایران به کلی از این محدوده عقب نشینی کرده است و قصد ندارد که سیاست گذشته را ادامه دهد. اما همین عقب نشینی نیز در جای خود قابل توجه است. در طول تاریخ ایران همواره برای ایجاد یک موازنه سیاسی در حوزه بینالملل به دنبال طرف سومی بوده تا قدرت انعطاف پذیری بیشتری در زمان چالش با کشورهای دیگر داشته باشد. این تاکتیک دیپلماتیک در زمان «امیر کبیر» و «دکتر مصدق» پیگیری شد اما اینک عقب نشینی کامل ایران از حوزه آمریکای لاتین مغایر این تاکتیک است و از قدرت انعطاف پذیری ایران میکاهد. اینکه طرفهای غربی برای ایجاد همکاری
در این حوزه اعلام آمادگی کردهاند حائز اهمیت است اما اینکه چقدر طرف غربی مایل به همکاری در این جهت است و اینکه چقدر در این زمینه با دیگر کشورها باید رقابت کند میتواند نقش و تاثیر بسزایی در شرایط ایجاد یک تفاهم نامه و قرارداد ایفا کند. به هر جهت معادلات حوزه بین الملل در مورد کشوری در موقعیت ایران حکم می کند که روابطتش را با شرکای متفاوت گسترش دهد. این درحالی است که شرکتهای غربی هم با ونزوئلا روابط تنگاتنگ اقتصادی دارند و از این جهت بر هم زدن روابط قدیمی و قطع آن به جهت اینکه احتمالاتی در مورد همکاری شرکتهای غربی با ایران وجود دارد، چندان منطقی به نظر نمیرسد. این درحالی است که دولت یازدهم دو شعار مهم را در این راستا مطرح کرده است. یکی مساله « اعتدال» است و دیگری بحث «تنشزدایی» و ایجاد روابط گسترده با کشورها که اصطلاحا با موضوع بین المللی شدن ایران در دولت یازدهم بدان تاکید میشود. متاسفانه اینگونه عملکردها و افراط و تفریطها سبب شده است که در طولانی مدت شکل مدیریتی کشورمان به مانند نوار قلب دارای نوسانات شدیدی باشد که این نوع مواضع، منافع ایران را در شرایط گوناگون به خطر انداخته و گاها سبب ایجاد
مشکل برای کشورمان شده است.
دیدگاه تان را بنویسید