شاگرد تنبل صنعت ایران پراید است یا موشک؟
به جای آنکه سوال مطرح شده در خصوص چرایی تفاوت بین کیفیت موشکهای تولید ایران و خودروها را از نیروهای مسلح بپرسیم، باید از مدیران دولتی پرسید؛ چراکه هیچ وقت شاگرد زرنگ مدرسه را بابت فعالیتهای درخشانش، مخاطب پرسش قرار نمیدهند و سراغ تنبلهایی میروند که حتی با رانت و حمایت مستقیم و غیرمستقیم، کیفیت فعالیت شان ضعیف و ضعیفتر شده است.
خبرگزاری فارس: حمزه پاریاب روزنامه نگار و پژوهشگر حوزه موشکی در یادداشتی تحت عنوان «تمایز خاستن با نتوانستن» در واکنش به یادداشت عباس عبدی پیرامون تفاوت موشک با خودرو، نوشت:
پیش و بیش از هر چیز، یادداشت برادر ارجمند عباس عبدی تحلیلگر با سابقه کشورمان با عنوان "تفاوت موشک با خودرو" این تامل و تاثر را به همراه داشت که تلاش داشته اند، با مجهولات، پاسخ معلومات را بدهند. مجهولاتی، چون پرداخت حقوقهای بالا و غیررقابتی، بسیج تمام امکانات کشور برای تولید موشک و مستثنی بودن نیروهای مسلح از تمامی مقررات.
در پاسخی کوتاه و خلاصه - ضمن آنکه باید از ایشان خواست مستنداتی در این خصوص ارائه کنند- باید اشاره کرد که بالعکس، در عمده بخشهای صنعتی و تولیدی نیروهای مسلح بویژه صنایع موشکی کشورمان که مورد اشاره ایشان بود، دستمزدها و پرداختیها بسیار پایینتر از شرکتهای فعال در بخش خصوصی است و با صراحت میتوان گفت: در همین ایام، فردی با مدرک دکتری هوافضا از دانشگاهی دولتی در تهران، حدود ۳ میلیون تومان در ماه از یک صنعت موشکی دریافتی خالص دارد.
البته تصور صرفا مادی در پاسخ به این سوال که چرا این فرد و امثالهم - که در صنایع نظامی و نیروهای مسلح کم هم نیستند- حاضر به ادامه فعالیت در آن بخش هستند، نمیتواند راهگشا باشد چراکه بسیاری از آنها با اعتقاد و علاقه به این موضوع که فعالیت آنها باعث خدمت به کشور و انقلاب شده و موجبات آسیب ندیدن نظام را فراهم میکند، حاضر به ادامه فعالیت هستند؛ لذا قیاسی صرفا مادی میان انگیزه ها، علاقهها و نحوه مدیریت و فرماندهی صنایع نظامی و بخشهای مهم نیروهای مسلح با مدیریت خمود و سیاسی در بخشهای اصلی خودروسازی در کشورمان که یکبار مدیر ارشد آن ظرف ۳ ماه برکنار میشود و بار دیگر، سوء استفاده مالی در یک بخش به صورت اقساط طولانی بازپرداخت میشود، نمیتواند منصفانه و همه جانبه نگر تلقی شود.
بحث دیگر در نوشته قبل، فضای غیررقابتی در صنایع موشکی و تفاوت آن با خودروسازان است. از تحلیلگر با سابقه و با مطالعهای همچون ایشان این مقایسه ساده و سطحی، کمی بعید به نظر میرسید چراکه اتفاقا نیروهای مسلح در رقابتیترین شرایط ممکن، در حال فعالیت و تولید هستند و فضای رقابتی آن، تهدیدات و هماوردی با ارتش فرامنطقهای است که جدیدترین و بهترین سامانههای آفندی و پدافندی جهان را در اختیار دارند.
طبیعتا در این شرایط، هر سلاحی باید یارای مقابله یا هدف قرار دادن بهترینهای جهان را داشته باشد و بد نیست برای درک و شناخت بهتر تحلیلهای اندیشکده فرانسوی مطالعات استراتژیک، بنیاد دفاع از دموکراسی (FDD) یا انستیتو واشنگتن را درباره کیفیت موشکهای ساخت ایران که پس از حملات ۳ گانه سپاه به مقر داعش و تروریستهای شمال عراق نوشته اند، مرور کنید.
بر این اساس، به نظر میرسد به جای آنکه سوال مطرح شده توسط عوام و خواص جامعه در خصوص چرایی تفاوت بسیار زیاد بین کیفیت موشکهای تولید ایران و خودروها را از نیروهای مسلح بپرسیم، باید از مسئولان و مدیران دولتی پرسید؛ چراکه هیچ وقت شاگرد زرنگ مدرسه را بابت فعالیتهای درخشانش، مخاطب پرسش قرار نمیدهند و بالعکس، سراغ تنبلهایی میروند که حتی با رانت و حمایت مستقیم و غیرمستقیم، کیفیت فعالیت شان ضعیف و ضعیفتر شده است.
در عین حال، باید به این نکته توجه داشت هر زمان خودروسازان سراغ نیروهای مسلح رفته اند، هم با روی باز مواجه شده اند و هم با سرریز شدن فناوری که طبیعتا روش عکس آن، نه پاسخ به همراه دارد و نه منطقی است. به عنوان مثال، میتوان از خاطرات منوچهر منطقی از مدیران عامل سابق ایران خودرو یاد کرد که ورود نسل اول بازوهای رباتیک به این کارخانه را از ثمرات مشارکت با بخشهای های تک وزارت دفاع توصیف میکرد و طی ماههای اخیر نیز شرکتهای وزارت دفاع موفق به تولید چند هزار ECU مورد نیاز خودروسازان شده اند؛ دستگاهی مهم که ورود آن به کشور با اخلال مواجه و هزاران خودرو تولیدی به دلیل نداشتن این قطعه، به دست مردم نمیرسید.
در نهایت اینکه، مقایسه صنایع نظامی کشورمان با اتفاقات رخ داده در صنعت شوروی سابق، از جهت نخواستن یا نتوانستن مدیران اجرایی آن امری درست، اما از جهات فراوان دیگر، «یبعد من ابعاد» است.
البته همچنان این ایراد به بخشهای رسانههای و تبلیغاتی نیروهای مسلح وارد است که علی رغم تاکید و بیان رهبر انقلاب نیز، هنوز همت این را نداشته اند که کارشناسان و فعالان بخشهای مختلف را به تورهای بازدید از صنایع و بازوهای متعدد صنایع دفاعی ببرند تا ضمن ملاقات با کارشناسان و متخصصانی که همچون فرمانده شان حسن طهرانی مقدم بدون دریافت اضافه کار و فوق العادههای مندرج در فیش حقوقی برخی مدیران، روزها و هفتهها برای یک تست میدانی در کویر سمنان حضور دارند، فقط ۲ میلیون تومان حقوق میگیرند، اما حاضر نمیشوند بروند تا کوچکترین بخش از امنیت و آسایش جامعه خدشه دار شود.
این قصه پرغصه آنجا نیاز به پاسخ گفتن را ضروری کرد که سخن از "فضای رقابتی" شد. بله، فضای تولید موشک در کشور، غیررقابتی است، اما آنکه مظلوم است و با دست و جیب خالی میجنگد، همان شاگرد زرنگ مدرسه است که حالا هم ریشش سفید شده و هم فیشش.
دیدگاه تان را بنویسید